چند روزی بود که یک تلفن ناشناس به من زنگ می زد و با هیجان می گفت سلام! و اندکی تأمل که جوابش را بدهم. بعد ادامه می داد ... پ... کاندیدای دور دوم نمایندگی مجلس شورای اسلامی... و من همانجا تلفن را قطع می کردم. خلاصه پنجشنبه شب ساعت 11 داشتیم با بانو زخم کاری را می دیدیم که باز تلفنم زنگ خورد. از همان شماره ناشناس. جواب ندادم. دوباره زنگ خورد و این قضیه چند بار تکرار شد... خانمم شک کرده بود و می گفت کیه. فریدون و فرخ...
ما را در سایت فریدون و فرخ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 27