
یادش اصلا نبخیر. من از آن دسته آدم هایی هستم که هیچگاه دلش برای کودکیش تنگ نمی شود. ما بی آنکه بخواهیم زود بزرگ شدیم اما همیشه کودک ماندیم. هر گاه یکی از هم سن و سال های ما نماینده مجلس شود یا در شهر کوچکمان پستی بگیرد تعجب می کنیم. از بس که این بزرگتر ها مثل بتون چسبیده اند به این صندلی ها و دل نمی کنند. گویی با خدا قرار گذاشته اند از صندلی به تابوت منتقل شوند و از اتاق ریاست مستقیم به خانه ابدی کوچ کنند.اما این موضوع انشاء برای من نماد همان چیزی است که الان هستیم: کلیشه و عدم خلاقیت...
ادامه مطلب